AFGHANISTAN FRANCE : CULTURE, ACTUALITE افغانستان-فرانسه : فرهنگی و اطلاعاتی

03 février 2023

شعر و آهنگ احمد ظاهر دلم در عاشقی آواره شد آواره تر بادا Ahmad Zaher: delam Dar asheghi aware shod

 

 

دلم در عاشقی آواره شد آواره تر بادا

 

تنم از بیدلی بیچاره شد بیچاره تر بادا

 

به تاراج عزیزان زلف تو عیاری ای دارد

 

به خونریز غریبان چشم تو عیاره تر بادا

 

رخت تازه ست و بهر مردن خود تازه تر خواهم

 

دلت خاره ست و بهر کشتن من خاره تر بادا

 

گر ای زهد، دعای خیر می گویی مرا این گو

 

که آن آواره از کوی بتان آواره تر بادا

 

همه گویند کز خونخواریش خلقی به جان آمد

 

من این گویم که بهر جان من خونخواره تر بادا

 

دل من پاره گشت از غم نه زانگونه که به گردد

 

وگر جانان بدین شاد است، یارب، پاره تر بادا

 

چو با تر دامنی خو کرد خسرو با دو چشم تر

 

به آب چشم پاکان دامنش همواره تر بادا

 

 

 

Posté par assirh à 18:35 - Commentaires [0] - Permalien [#]


25 janvier 2023

Chanson de zaher Howaida : Qashang o Dilrubai ظاهر هویدا : قشنگ ودلربایی

 

Chanson de zaher Howaida : Qashang o Dilrubai  ظاهر هویدا : قشنگ ودلربایی 

قشنگ و دلربایی
از ما چرا جدایی
میان عاشقانت
منم ترا فدایی

او لیلا او لیلا
داری دو چشم شهلا
نی سلام نی کلام گفته کجا میری
از دیده ای ما میروی
او لیلا او لیلا
داری دو چشم شهلا

رفته دلم زدستت
مست دوچشم مستت
عاشق رو ماهت
استم و مَى پرستت

کمان ابروهانت
غنچه لب و دهانت
گشته دلم اسیر
کمند گیسوهانت

 



Posté par assirh à 18:28 - Commentaires [0] - Permalien [#]

18 janvier 2023

 

دل می‌رود و نیست کسی دادرس ما

از قافله دور است خروش جرس ما

هم مشرب اوضاع گرفتاری صبحیم

پرواز به منظر نرسد از قفس ما

بر هیچ‌کس افسانهٔ امید نخواندیم

عمری‌ست همان بیکسی ماست‌کس ما

ما هیچکسان ناز چه اقبال فروشیم

تقدیر عرق‌کرد به حشر مگس ما

خاریم ولی در هوس آباد تعین

بر دیدهٔ دریا مژه چیده‌ست خس ما

ما و سخن ازکینه‌فروزی‌، چه خیال است

آیینه نداده‌ست به آتش نفس ما

بر فرصت خام آن همه دکان نتوان چید

مهمان دماغ است می زودرس ما

مکتوب وفا مشعر امید نگاهی‌ست

واکن مژه تا خوانده شود ملتمس ما

بیدل به جنون امل ازپا ننشستیم

کاش آبله‌گیرد سر راه هوس ما

 

Posté par assirh à 14:11 - Commentaires [0] - Permalien [#]

Farhad Darya avait dit en 2002 tant qu'il y aura la photo de commandant Massoud à l'aéroport de Kaboul je ne retournerai pas en

 

Le chanteur Farhad Darya avait dit en 2002 tant qu'il y aura la photo de commandant Massoud à l'aéroport de Kaboul je ne retournerai pas en Afghanistan. Pourquoi aujourd'hui il n'y a plus la photo de commandant Massoud à l'aéroport de Kaboul,  il ne retourne pas en Afghanistan 

فرهاد دریا در سال ۲۰۰۲ در خارج گفته بود: تا زمانی که «عکس احمد شاه مسعود» در فرودگاه کابل باشد، به افغانستان نمی‌روم

 

https://twitter.com/SiyaamN.../status/1614935790211203073...

 

Posté par assirh à 00:19 - Commentaires [0] - Permalien [#]

15 janvier 2023

کتابخانه پنجشیر: Incendie dans le bâtiment de la bibliothèque du Panjshir : les talibans ont empêché l'incendie de s'éteindre

https://8am.media/eng/fire-breaks-out-in-library-building-in-panjshir-taliban-prevent-the-fire-from-being-extinguished/

هشت صبح
آتش سوزی در ساختمان کتابخانه پنجشیر: طالبان از خاموش شدن
آتش جلوگیری کردند آتش سوزی در ساختمان کتابخانه پنجشیر: طالبان از خاموش شدن
آتش جلوگیری کردند توسط هشت صبح روزانه در 13 ژانویه 2023 در آتش سوزی در ساختمان یک کتابخانه در ولایت پنجشیر، چندین
هزار جلد کتاب سوخته است. منابع به روزنامه هشت صبح گفته اند که این آتش سوزی از ساعت
8:30 صبح امروز (جمعه 22 دی ماه) در روستای پیاوشت از توابع
بخش رخا آغاز شده و تا کنون آتش مهار نشده است. منابع به تفصیل توضیح دادند که ساختمان پنج طبقه کتابخانه
حدود 4000 جلد کتاب دارد و متعلق به فاضل احمد معنوی، وزیر
دادگستری سابق است. طالبان این ساختمان کتابخانه را به پایگاه نظامی خود در
ولسوالی رخا تبدیل کرده بودند. هرچند هنوز علت این آتش سوزی مشخص نشده است، اما منابع
محلی طالبان را متهم به آتش زدن این کتابخانه کردند.
منابع
افزودند که طالبان از خاموش کردن آتش توسط مردم محلی
جلوگیری کردند. اعضای طالبان در این مورد نظر خود را ابراز نکرده اند. از زمان به قدرت رسیدن در اگست 2021، طالبان با استقرار
هزاران جنگجو در پنجشیر، ده ها خانه مسکونی، ساختمان
های
مکتب، مدارس مذهبی و حتی کلینیک های صحی را به پایگاه
های نظامی تبدیل کرده اند.

Posté par assirh à 20:03 - Commentaires [0] - Permalien [#]


12 janvier 2023

بیدل : اینقدر ریش چه معنی دارد Poème de Behdel : Que signifie tant de barbe ?

 

Peut être une image de 6 personnes, barbe et turban

اینقدر ریش چه معنی دارد
غیر تشویش چه معنی دارد
آدمی‌، خرس‌؟ چه‌ظلم است آخر!
مرد حق‌، میش‌؟ چه معنی دارد
حذر از زاهد مسواک به سر
عقرب و نیش چه معنی دارد
دعوی پوچ به این سامان ریش
نرود پیش چه معنی دارد
یک نخود کله و ده من دستار
این کم و بیش چه معنی دارد
شیخ برعرش نپرد چه کند
غیر پر ریش چه معنی دارد
بیدل اینجا همه ریش است و فش‌است
ملت و کیش چه معنی دارد
Peut être un dessin animé

Posté par assirh à 12:36 - Commentaires [0] - Permalien [#]

03 janvier 2023

Zahir Howaida ky bashad ظاهر هویدا - کی باشد دست بدهیم بدست هم

 

Zahir Howaida ky bashad ظاهر هویدا - کی باشد دست بدهیم بدست هم

 



 

Posté par assirh à 11:46 - Commentaires [0] - Permalien [#]

ضرب المثل های دری افغانستان

      1. اجل گرفته بمیرد نه بیمار سخت
      2. زخم شمشیر میرود اما زخم زبان نه
      3. هیچ چوچه مرغی تا آخر زیر تکری نمیمانه
      4. از تنگی چشم پیل معلومم شد.........آنانکه غنی ترند محتاج ترند
      5. از سه چیز باید حذر کرد:دیوار شکسته-سگ درنده-زن سلیطه
      6. از ماست که بر ماست
      7. همه را مار خورد, ما را بقه کور
      8. از نو کیسه قرض مکن,قرض کردی خرج مکن
      9. دل تنگ نباشد,جای تنگ نیست
      10. با همه چیز بازی با ریش بابه نیز بازی
      11. پیش طبیب چی میروی,پشت سرگذشت برو
      12. آسوده کسی که خر نداره..........از کاه و جوش خبر نداره!
      13. به یک گل بهار نمیشه
      14. اگر للو یاد داری چرا خوابت نمیبره؟
      15. اول برادریته ثابت کن, بعد ادعای ارث و میراث کن
      16. تخته با تخته جور آید حاجت نجار نیست
      17. شوله ات را بخور پرده ات را بکن(شولیته بخو-پردیته بکو))
      18. از بی کفنی زنده ایم
      19. خانه دار را یک خانه بی خانه را صد خانه
      20. انگور از انگور رنگ میگیرد
      21. از خود ما رستم شدی آخر به ما دشمن شدی
      22. زیاد خوردن ماهی تپیدن، کم خوردن آهو دویدن
      23. مرغت را نگاه کن! همسایه ات را دزد نگیر
      24. به لق لق سگ دریا مردار نمیشود
      25. مشک آن است که خود بوید نه آنکه عطاربوید
      26. جنگ شدیار سر شدیار (جنگ زمین سر زمیین)
      27. بزرگی بعقل است نه به سال
      28. خانه داررا یک خانه بیخانه را صد خانه
      29. سالی که نیکوست از بهارش پیداست
      30. از صورت خوب کرده صیرت خوب بهتر است
      31. مسجد گرم گدا آسوده
      32. دنیا را آب بگیرد مرغابی را تا بند پاه اش است
      33. عیسی را دینش موسی را دینش
      34. کوه نیز سر خود راه دارد
      35. خاهین ترسو است
      36. قصاب که زیاد شد گاوه مردار میشود
      37. تازی را وقت شکار میل رفع حاجت میگیرد
      38. دروازۀ شهر را بسته میتوانند امانه دهان مردم را
      39. صبر تلخ ا ست و لیکن بهر نیکو دارد
      40. زخم بد خوب میشود، ام ا گپ بد خوب نیمشود
      41. خرس را یادکن و سوته را بدستت بگیر
      42. مرغت را نگاه کن و همسایه ات را دزد نگیر
      43. گاوه شیری از برج پستانش معلوم میشود
      44. کل اگر طبیب میبود غم خوده میخورد
      45. راز تان را با زنان را به زنان و کودکان نگوهید
      46. با یک گل بهر بهار نمی آید
      47. مار گزیده از ریسمان میترسد
      48. دستم به انگور نمیرسد میگویم انگور ترش است
      49. کار را کرد مصالحه لاف زد بی بی
      50. اول خانه راپر ارزن کن بعد از آن هوای زن کن
      51. دشمن دانا که غم جا ن بود، بهتر زان دوست که نادان بود
      52. خر همان خر است اما پالانش تغییر کرده است
      53. بادنجان بد را بلا نمیزند
      54. خود کرده ره نه درد است نه درمان
      55. دل به دل راه دارد
      56. به یک گل بهاری نمی شود
      57. سالی که نکوست از بهارش پیداست
      58. کوه هرقدر که بلند باشد، بازهم سر خود راه دارد.
      59. تا  شمال نباشد درخت شور نمی خورد.
      60. به لق لق سگ دریا مردار نمی شود
      61. بار کج به منزل نمی رسد
      62. پیش کلۀ خر یاسین خواندن
      63. تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو خر
      64. خارپشتک چوچۀ خود را میگوید: بخملی بچه ام
      65. عاقبت گرگ زاده گرگ شود، گرچه با آدمی بزرگ شود
      66. شیرِخانه، روباهِ بیرون
      67. روبا از دست پوست خود در عذاب است
      68. نان و پیاز پیشانی باز
      69. دو تربوز در یک دست گرفته نمی شود
      70. پایت را برابر گلیمت دراز کن
      71. دیوار ها موش دارند، موش ها گوش
      72. آب نادیده موزه را از پای مکش
      73. پنج انگشت برادر است برابر نیست
      74. بخشش به خروار، حساب به مثقال
      75. هیچ کس نمی گوید که دوغ من ترش است
      76. صد سر را تر کرده یکی را کَل نی
      77. صدا از یک دست نمی آید
      78. دروغ گو حافظه ندارد
      79. زیر کاسه نیم کاسه است
      80. جنگل که در گرفت تر و خشک می سوزد
      81. آب که از سر پرید چه یک نیزه و چه صد نیزه
      82. گذشته را صلوات آینده را احتیاط
      83. دویدن، افتیدن هم دارد
      84. صبر تلخ است لاکن بر شیرین دارد
      85. قطره قطره دریا میشود
      86. جوینده یابنده است
      87. از دوست نادان دشمن دانا بهتر است
      88. تا احمق در جهان است مفلس در نمی ماند
      89. راستی را از اطفال بپرس
      90. دنیا به امید خورده میشود
      91. عیسی بدین خود، موسی بدین خود
      92. خدا که میدهد نمی پرسد که بچۀ کی هستی
      93. خدا گفت که تو حرکت کن که من برکت کنم
      94. کابل بی زر باشد بی برف نه
      95. برای هر کس وطن خودش کشمیر است
      96. آدم تنبل، عقل چهل وزير داره  
      97. چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی.
      98. آزموده را آزمودن خطاست
      99. آواز دهل شنيدن از دور خوشست
      100. باد آورده را باد می برد
      101. به مالت نناز که به يک شب بنده، به حسنت نناز که به يک تب بنده
      102. از حق تا ناحق چهار انگشت فاصله است
      103. اول ِبچش، بعد بگو بی نمک است
      104. اول برادريِت را ثابت کن، بعد ادعای ارث و ميراث کن
      105. پا را به اندازه گليم خود بايد دراز کرد
      106. پنج انگشت برادرند، برابر نيستند
      107. تا گوساله گاو شود، دل مادرش آب شود
      108. تا نباشد چيزکی مردم نگويند چيزها
      109. چاه کَن هميشه ته چاه است
      110. چوب خدا صدا ندارد، هر کی بخوره دوا ندارد
      111. چيزی که عوض داره، گله نداره
      112. حرف حق شمشيری است برنده
      113. حساب به دینار، بخشش به خروار
      114. حقيقت تلخ است
      115. خدا همان قدر که بنده ی بد دارد، بنده ی خوب هم دارد
      116. خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت باش
      117. خواهی که به کس دل ندهی، ديده ببند
      118. خودشناسی، خدا شناسی است
      119. خون را با خون نمی شويند
      120. در عفو لذتی است که در انتقام نيست
      121. دست تنگی بدتر از دلتنگی است
      122. درخت کج جز به آتش راست نمی شود
      123. دست، دست را می شناسد
      124. دستی را که نمی توان بريد بايد بوسيد
      125. دشمنان در زندان با هم دوست شوند
      126. دلاکها که بيکار می شوند سر هم را می تراشند
      127. دل سفره نيست که آدم پيش هر کسی باز کنه
      128. دنيا پس از مرگ ما، چه دريا چه سراب
      129. دنيا جای آزمايش است، نه جای آسايش
      130. دوست خوب، در روز بد شناخته شود
      131. دوست همه کس، دوست هيچکس نيست
      132. ديده می بيند، دل می خواهد
      133. ديگ شراکت جوش نمی آيد
      134. چیزی را که به خود نمی پسندی به دیگران هم نپسند
      135. آشپز كه دوتا شد ،آش يا شور ميشه يا بي نمك
      136. آلو از آلو رنگ ميگيره ،همسايه از همسايه فن
      137. از هزار خويش ، يك همسايه بيش
      138. از كيسه خليفه ميبخشه
      139. غم نداري ، بز بخر
      140. همسايه نداری ، عيب نداری
      141. كم بخور ، بي غم بخور
      142. كوزه گر ، از كوزه شكسته آو ميخوره
      143. آب خوش بى تشنگى ناخوش بود
      144. از جوانى تا پيرى از پيرى تا به كى
      145. به خاطر يك بته گل صد بوته خار آب مى خورد
      146. دل از دل آب مى خورد, ماهى از دريا
      147. شمع در بزم كوران سوزانيدن
      148. بزك بزك نمير كه جو لغمان مى رسد
      149. خود گل باشی و عمرت نی
      150. تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو خر
      151. خارپشتک چوچۀ خود را میگوید: بخملی بچه ام
      152. عاقبت گرگ زاده گرگ شود، گرچه با آدمی بزرگ شود
      153. در خانه ای مورچه شبنم طوفان است
      154. نان و پیاز پیشانی باز
      155. غمی هر چیزی میرود لیکن غم شکم نی
      156. کسی که قدر یک سیب را نه فهمد قدر باغ را نمی فهمد
      157. دو تربوز در یک دست گرفته نمی شود
      158. گوشت که گنده شود نمک میزنند، نمک که گنده شد او را چه بزنند
      159. تا که طفل گریه نکند مادر شیر نمیدهش
      160. کارد اگر از نقره هم شود کسی در دل خود نمی زنندش
      161. پایت را برابر گلیمت دراز کن
      162. از زیر چکک گریخت و زیر باران نشست
      163. دست شکسته کار میکند ولی دل شکسته نی
      164. خدا یک دست را محتاج دیگر دست نکند
      165. شنیدن کی بود مانند دیدن
      166. زخم بد جور میشود گپ بد نی
      167. بخشش به خروار، حساب به مثقال
      168. آهن بد شمشیر برهان نمیشود
      169. سرکۀ مفت از از عسل شیرین تر است
      170. صد سر را تر کرده یکی را کل نی
      171. از سُرنیچی چه میرود غیر پُف
      172. تا نکند حبیب، چه کند طبیب
      173. دنیا به امید خورده میشود
      174. بزرگی تنها به خدا میزیبد
      175. خدا که میدهد نمی پرسد که بچۀ کی هستی
      176. بترس از کسی که او نمی ترسد از خدا
      177. آش مرد ها  دیر پخته میشود
      178. از غم کسی بمیر که به غمت تب میکنه
      179. ده بکجا درختا به کجا
      180. انگور خودش را به تاک خود شیرین می کنه
      181. مرغ تو یک لنگ داره
      182. تير به تاريكى انداختن
      183. دو پا خودرا به يك کفش کردن
      184. چيزى گندم ترِ چيزى آسیا كند
      185. سال نیکو از بهارش پیداست
      186. خربوزه زخم صد ساله را تازه ميكند
      187. بادنجان بد را بلا نمیزند
      188. از شف شف کده شفتالو بگو
      189. زمستان میر۵ و روی سیاهی به ذغال میماند 
      190. صدای دهل از دور خوش است
      191. کوزه هر روز نمیشکند
      192. آب را خت کردن و ماهی گرفتن
      193. نام بکش وبه چقری بنشین
      194. خرس را که یاد کردی سوته را بدست بگیر
      195. کت شاه شوله نمی خورد
      196. کت دزد دهن جوال را گرفتن
      197. کت سوزن چاه کندن
      198. کت خرس در جوال افتادن
      199. از یک دست صدا نمی آید
      200. دستش به انگور نمیرسه میگه انگور ترش است
      201. زخم بد جور میشه گپ بد نه

      202. خانه خوده هوش کو همسایه ته دزد نگی

      203. یک تیر و دو نشان

      204.  از زن شليته و از ديوار شكسته بترس

      205. از هزار خويش ، يك همسايه بيش
      206. از گاو غدود به ما ميرسه
      207. از كيسه خليفه ميبخشه
      208. افتاوه خرج ليم
      209. اول خانه ره پر ارزن كن ، بعد فكر زن كن
      210. باد آورده ره باد ميبره
      211. بار كج به منزل نميرسه
      212. باز همو خرك ، و همو درك
      213. به در ميگم ، ديوار تو بشنو
      214. پای ته به اندازه گلمت دراز كو
      215. گپ ته اندازه دانت بزن
      216. زبا ن بد بلای جان
      217. تا نباشد چوب تر ، فرمان نبرد گاو و خر
      218. حساب به مثقال ، بخشش به خروار
      219. ده به كجا ، درختا به كجا
      220. دير آيد ، خوب آيد
      221. ديوانه ، به كار خود هوشياراست
      222. ديوارها موش داره ، موش ها گوش داره
      223. سر باشه ، كلا بسيارپیدا میشه
      224. شتر ديدی ، نديدی
      225. كبوتر با كبوتر ، باز با بازکند پرواز
      226. كوه به كوه نميرسه ، آدم به آدم ميرسه
      227. مار گزيده ، از ریسمان ميترسه
      228. هرچه به ديگ باشه ، به كفيكير ميايه
      229. هر كه لافيد ، نبافيد
      230. آتش به خانه زنبور زدن
      231. از بيد سيب گرفتن
      232. آدم دروغگو کم حافظه است
      233. یک ضربه شلاق برای اسپ خوب بس است و یک سخن برای آدم خوب
      234. کور خانه نشین از بغداد خبر می آورد
      235. سگ به سایه شتر راه میرود
      236. از یک دست صدا نمی آید
      237. مرغ کم  مواد غایطه اش کم
      238. ... شریکی را زاغ نمیخورد
      239. قصاب که زیاد شد گاو مردار می شود
      240. بی زحمت راحت نیست
      241. آدم بیکار یا غر شود یا بیمار
      242. سکوت بهتر از حرف بیهوده است
      243. ادب از که آموختی از بی ادبان
      244. آپ دریا به غوغو سگ مردار نمی شود
      245. بایک تیر دو نشان زدن
      246. بزرگی به عقل است نه به سال
      247. با ماه نشینی ، ماه شوی ، با دیگ نشینی سیاه شوی
      248. پول که زیاد شد خانه تنگ می شود و زن زشت
      249. توبه گرگ مرگ است
      250. تیشه به ریشه زدن
      251. تو را خواهند پرسید که عملت چیست نگویند پدرت کیست
      252. تا مردم سخن نگفته باشد عیب و هزش نهفته باشد
      253. با یک گل بهار نمی شود
      254. باد آورده را باد میبرد
      255. به در میگویم دیوار تو بشنو
      256. به هر سازی رقصیدن
      257. پرسیدن عیب نیست ندانستن عیب است
      258. بعد از هر تاریکی روشنی است
      259. با نادانان خاموشی
      260. جور استاد به زمهر پدر
      261. چیزی که از خدا پنهان نیست از بنده چه پنهان
      262. چوپ به خانه زنبور زدن
      263. حساب به دینار بخشش به خروار
      264. حرف راست را از زبان کودکان بشنو
      265. حق به حقدار میرسد
      266. به حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشود
      267. خانه به دوش بودن
      268. خود را موش مرده انداختن
      269. دل به دریا زدن
      270. دل به دل راه دارد
      271. در کار خوب  حاجت استخاره نیست
      272. راه باز است و جاده دراز
      273. ریش خود را به آسیاب سفید کرده
      274. رگ خواب کسی را یافتن
      275. بزبانم موی سبز کرد
      276. زمین چاک شد و خوردیش
      277. زردآلو را بخاطر خسته اش میخورد
      278. سری که درد نمیکند حاجت به دستمال ندارد
      279. سرش به جانش گرنگی میکند
      280. سگ زرد برادر شغال
      281. خاموشی نشانه رضایت است
      282. سرد و گرم روزگار را چشیدن
      283. سالی که نکوست از بهارش پیداست
      284. سگ صاحبش را گم میکند
      285. صابون کسی به جانش خوردن
      286. ضامن روزی بود روزی رسان
      287. قدر زر را زرگر می شناسد
      288. کو گوش شنوا
      289. کاری بکن بهر صواب که نه سیخ بسوزد نه کباب
      290. این کار حضرت فیل است
      291. دهانش بوی شیر میدهد
      292. لذتی که در بخشش است در انتقام نیست
      293. ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است
      294. من یک پیراهن زیادتر از تو پاره کرده ام
      295. مرغش یک لنگ دارد
      296. مار پوست خود را میگذارد اما عادت خود را نمیگذارد
      297. مال از بهر آسایش عمر است نه عمر ازبهر جمع کردن مال
      298. نور علانور بودن
      299. نان خود خوردن و نشستن به از آنکه کمر به محنت بستن
      300. وقت سر خاریدن نداشتن
      301. هر که بامش بیش برفش بیش
      302. هر چه سنگ است به پای لنگ است
      303. یکی به نعل میزند یکی به میخ
      304. سوره یاسین به گوش خر خواندن
      305. به آن جوی که آب رفته باز هم میرود
      306. گریه که آمد از چشم کور اشک می آید
      307. گه شریکی را زاغ نمیخورد
      308. مرغ کم گه اش کم
      309. گاوه شیری از برج دستانش معلوم می‌شود 
      310. تازی را وقت شکار گه می‌گیرد 
      311. مادر اندر که مسکه شود دهن بسته شود
      312. پاک نشستی پاک سوختی
      313. بزرگی به عقل است نه به سال
      314. برای  آنکه رسوا نگردی همرنگ جماعت باش
      315. با یک‌گل بهار نمی‌شود 
      316. باد آورده باد می برد
      317. با ما نشینی ما شوی با دیگ تشینی سیاه شوی
      318. پرسیدن‌ عیب نیست ندانستن عیب است
      319. حساب به دینار بخشش به خروار
      320. عقل نباشد تن در عذاب است
      321. مشت نمونهٔ خروار است
      322. خر چه داند قدر حلوا و نبات
      323. گوشهء اسطبل و توبره ربات
      324. کور خود بینای مردم
      325. آفتاب به دو انگشت پت نمیشود
      326. کور خانه نشین از بغداد خبر می آورد
      327. فرزنده هنر باش نه فرزند پدر
        فرزند هنر زنده کنند نام پدر را
      328. از زیر باران برخاستن و زیر ناوه نشستن
      329. نزن دری کسی را به انگشت که نزند درت را به مشت
      330. ظاهر باطن را نشان نمیدهد
      331. بزک بزک نمیر که جو لغمان می‌رسد 
      332. خار پشت هم می گوید مخمل بچیم (خار پشتک هم می‌گوید بخمل بچیم)
      333. آدم غریب و گوز برنجی
      334. عقل سلیم در بدن سالم است
      335. دوری و دوستی
      336.  زن روشنی خانه است
      337. بهشت زیر پای مادران  است
      338. خداوند   روزی رسان است
      339. هیچ کس در کشور خود پیغامبر نمی‌شود 
      340. خاین خایف است
      341. مرغ که چاق شد ک..اش تنگ می‌شود 
      342. شوهری که پولدار شد یا خانمش زشت می‌شود یا خانه اش تنگ می‌شود 
      343. زن مرده را زن بده طلاقی را سنگ بده
      344. ماهی را هر وقت از آب  بکشی تازه است
      345. بزرگی سراسر بگفتار نیست دو صد گفته نیم کردار نیست
      346. آب از خورد ها و نان از کلان ها
      347. ک.  ن بز که نخارد نان چوپان رانمیخورد
      348. هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
      349. خانه ای گرگ بی استخوان نیست
      350. چیزی که به خود نمی پسندی , به دیگران نیز مپسند
      351. برای اصلاح شدن هیچگاه دیر نیست
      352. کسی که جیب  پر دارد هرگز بی رفیق نمی ماند
      353. صورت مهم نیست، سیرت مهم است
      354. بزرگی بعقل است نه به سال
      355. به لق لق سگ دریا مردار نمیشود
      356. آتش كه گرفت، خشك و تر ميسوزد
      357. كوزه نو آب یخ دارد
      358. كوزه خالي، زود از لب بام ميافته
      359. كور را چه به شب نشيني
      360. كور خود و بيناي مردم
      361. كم بخور هميشه بخور
      362. زاغ وقتي چوچه دار شد ، شكم سيری را نديد
      363. زاغ آمد چريدن ياد بگيره پريدن هم يادش رفت
      364. كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
      365. کاه را در چشم مردم مي بينه كوه را در چشم خودش نمي بينه
      366. كاري بكن بهر ثواب - نه سيخ بسوزه نه كباب
      367. كار، نشدن نداره
      368. گرسنه گی شیر را هم رام میکند
      369. صحت و سلامتی بهتر از ثروت است
      370. درد را از دردمند پرسان کو
      371. آبی که آبرو ببرد، در گلو مریز

        از تشنگی بمیر ولی آبرو مریز

      372. آغاز عشق، بیماری است و انجامش، مرگ
      373. هرگز از روی ظاهر قضاوت مکن
      374. عاقبت گرگ زاده گرگ شود، گرچه با آدمی بزرگ شود
      375. کور خود بینای مردم
      376. محبت خر لگد زدن
      377. در دياري كه ملا بر تخت است
        مرده خوشبخت زنده بدبخت است
      378. خدا که آیینه رازد محتاج خاکستر شد
      379. بزرگان میگویند ؛
      380. مرده را که خداوند میشرماند باز گ.  ... یش سر تخته میره .
      381. دو تربوز به یک دست گرفته نمی شودبادن
      382. بادنجان بد را بلا نمیزند
      383. از هوشیاری زیاد گ  خود را خوردن
      384. دو پای را به یک موزه کردن
      385. از خرس موی کندن
      386. چاه کن در چاه است 
      387. سر بد به بلای بد
      388. در شهر کور ها یک چشم پادشاه است
      389. نخوردیم از آشش کور شدیم از دودش
      390. محبت خر لگد زدن
      391. زور کاکا است که انگور ده تاکا است

Posté par assirh à 11:40 - Commentaires [4] - Permalien [#]
Tags :

15 décembre 2022

Préoccupations concernant les contrats talibans avec les touristes pour chasser les oiseaux نگرانی از قراردادهای طالبان با

 

Préoccupations concernant les contrats talibans avec les touristes pour chasser les oiseaux

Parvaneh Alizadeh

1401/9/231401 23 décembre, mercredi

Le ministère de l'Information et de la Culture des talibans a annoncé la signature de contrats d'une valeur de 42 millions de dollars avec des touristes étrangers pour la chasse légale de certains oiseaux. Les militants disent que cela entraînera la destruction et l'extinction d'animaux et d'oiseaux.

Les militants écologistes et les gens s'inquiètent de la légalisation de la chasse de certains oiseaux pour les touristes étrangers et disent que cela nuira à l'environnement et aux oiseaux rares.

 

L'agence de presse Bakhtar, qui est sous le contrôle des talibans, a écrit dans un rapport, citant le ministère de l'information et de la culture de ce groupe, que des contrats d'une valeur de 42 millions de dollars américains ont été signés avec des touristes étrangers cette année, ce qui facilite la la chasse de certains oiseaux en Afghanistan.

 

Connexes : Les talibans ont-ils délivré des permis de chasse aux étrangers ?

Des rapports ont été publiés auparavant selon lesquels des étrangers, en particulier des Arabes, chassent des oiseaux dans certaines provinces d'Afghanistan.

 

D'après le rapport Bakhtar, selon ces contrats, les chasseurs ne peuvent chasser les oiseaux migrateurs de Sibérie qu'à certaines saisons de l'année. Les talibans n'ont pas précisé dans quels pays ces contrats ont été signés avec les touristes.

 

Les responsables du département de l'environnement du gouvernement précédent de l'Afghanistan affirment qu'il n'y avait pas de tels contrats dans le passé et que l'interdiction de chasser les animaux a été suivie au sérieux. Cependant, dans le passé, de nombreux rapports ont été publiés sur la chasse aux oiseaux rares par les Arabes, notamment dans les provinces de Farah, Ghazni et Herat.

Selon les experts, ce travail des talibans constitue une menace sérieuse pour les oiseaux rares. Les gens s'inquiètent également de ce travail des talibans. Un habitant de Kaboul a déclaré à DW : "La chasse aux animaux et aux oiseaux était interdite dans le passé, mais malgré cela, cela n'a pas été beaucoup observé." "Maintenant que les étrangers sont autorisés, les étrangers et les gens vont chasser les animaux, et cela nuira à l'environnement et aux animaux."

 

Hassan Gholami, un expert en environnement, affirme qu'avec ce travail des talibans, la chasse aux oiseaux dans les provinces de l'ouest, qui se déroulait auparavant, va augmenter.

Bien que les talibans aient déclaré qu'on avait demandé aux chasseurs étrangers de ne chasser que les oiseaux dits "hubra" qui arrivent en Afghanistan depuis la Sibérie, Hassan Gholami est d'avis que cela entraînera la destruction et l'extinction d'animaux et d'oiseaux et "de nombreux conséquences." Cela crée de la négativité."

 

Selon lui, "nous n'aurons pas la diversité de la faune" en Afghanistan à l'avenir. Gholami dit que personne ne peut déterminer la nature et le nombre de chasses.

 

Connexes: 149 espèces d'animaux sont en danger d'extinction en Afghanistan.

Comme les sources l'ont indiqué à l'agence de presse Bakhtar, ce travail est effectué en coordination avec le ministère de l'Information et de la Culture avec les organes compétents et sous la supervision du vice-Premier ministre du gouvernement intérimaire des talibans. Les talibans ont déclaré que des conditions spéciales avaient été fixées pour la chasse et qu'en cas de violation, le contrat serait résilié, mais ils n'ont pas précisé comment le processus de chasse aux oiseaux par les touristes serait contrôlé.

 

نگرانی از قراردادهای طالبان با گردشگران برای شکار پرندگان - DW - ۱۴۰۱/۹/۲۳

وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان از امضای قراردادهایی به ارزش ۴۲ میلیون دالر با گردشگران خارجی برای شکار قانونمند بعضی پرندگان خبر داده است. فعالان می‌گویند که این کار باعث نابودی و انقراض حیوانات و پرندگان می‌شود.

https://www.dw.com

 

Posté par assirh à 19:02 - Commentaires [0] - Permalien [#]

13 décembre 2022

احمد ظاهر: زبانم را نمی فهمی نگاهم را نمی بینی ز اشکم بی خبر ماندی Chanson de Ahmad Zaher : Tu ne comprends pas ma langue, tu ne

 

Tu ne comprends pas ma langue, tu ne vois pas mon regard
Tu ne comprends pas ma langue, tu ne vois pas mon regard
Tu ignores mes larmes et tu ne vois pas mon soupir
Les mots dorment dans mes yeux, mon regard a cent langues
Yeux noirs! Tu ne vois pas mon apparence ?
Mes cils ! Regarde mes cheveux blancs
Mon corps est blanc ! Tu ne vois pas mon jour sombre
Je suis inquiet! Tu ne regretteras pas mon sort
Je suis désolé! Tu ne vois pas mon regard d'excuse
Quel est mon péché sinon l'amour, que portez-vous sur mon visage ?
Ô lune ! Ne vois-tu pas mes yeux innocents ?

 

 
Icône de validation par la communauté
زبانم را نمی فهمی نگاهم را نمی بینی
 
                                  ز اشکم بی خبر ماندی و آهم را نمی بینی

سخن ها خفته در چشمم نگاهم صد زبان دارد 

                                 سیه چشما! مگر طرز نگاهم را نمی بینی

سیه مژگان من! موی سپیدم را نگاهی کن

                                 سپید اندام من! روز سیاهم را نمی بینی

پریشانم ! دل حسرت نصیبم را نمی جویی 

                                 پشیمانم ! نگاه عذر خواهم را نمی بینی

گناهم چیست جز عشق تو روی از من چه میپوشی؟

                                 مگر ای ماه! چشم بی گناهم را نمی بینی؟

 

Posté par assirh à 19:58 - Commentaires [0] - Permalien [#]

05 décembre 2022

اشعار رهی معیری با صدای جادویی سلطان صدا و اسطوره تابناک جهان هنر احمد ظاهر جان

اشعار رهی معیری با صدای جادویی سلطان صدا و اسطوره تابناک جهان هنر احمد ظاهر جان

نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی نه بر لب‌های من آهی
نه جان بی‌نصیبم را پیامی از دلارامی
نه شام بی‌فروغم را نشانی از سحرگاهی
نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعی
ندارد خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی
به دیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی
کیم من؟ آرزو گم کرده‌ای تنها و سرگردان
نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی
گهی افتان و خیزان چون غباری در بیابانی
گهی خاموش و حیران چون نگاهی بر نظرگاهی
رهی تا چند سوزم در دل شب‌ها چو کوکب‌ها
به اقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی
----------------------------------------
همچو نی می‌نالم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل
من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم از داغ ناپیدای دل
همچو موجم یک نفس آرام نیست
بس که طوفان‌زا بود دریای دل
دل اگر از من گریزد وای من
غم اگر از دل گریزد وای دل
ما ز رسوایی بلندآوازه‌ایم
نامور شد هرکه شد رسوای دل
خانه مور است و منزلگاه بوم
آسمان با همت والای دل
گنج منعم خرمن سیم و زر است
گنج عاشق گوهر یکتای دل
در میان اشک نومیدی رهی
خندم از امیدواری‌های دل
-------------------------------------
در پیش بی‌دردان چرا فریاد بی‌حاصل کنم
گر شکوه‌ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم
در پرده سوزم همچو گل در سینه جوشم همچو مل
من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم
اول کنم اندیشه‌ای تا برگزینم پیشه‌ای
آخر به یک پیمانه می اندیشه را باطل کنم
زآن رو ستانم جام را آن مایه آرام را
تا خویشتن را لحظه‌ای از خویشتن غافل کنم
از گل شنیدم بوی او مستانه رفتم سوی او
تا چون غبار کوی او در کوی جان منزل کنم
روشنگری افلاکیم چون آفتاب از پاکیم
خاکی نیم تا خویش را سرگرم آب و گل کنم
غرق تمنای توام موجی ز دریای توام
من نخل سرکش نیستم تا خانه در ساحل کنم
دانم که آن سرو سهی از دل ندارد آگهی
چند از غم دل چون رهی فریاد بی‌حاصل کنم
---------------------------------------------
نداند رسم یاری بی‌وفا یاری که من دارم
به آزار دلم کوشد دل‌آزاری که من دارم
وگر دل را به صد خواری رهانم از گرفتاری
دل‌آزاری دگر جوید دل زاری که من دارم
به خاک من نیفتد سایه سرو بلند او
ببین کوتاهی بخت نگونساری که من دارم
گهی خاری کشم از پا گهی دستی زنم بر سر
به کوی دل‌فریبان این بود کاری که من دارم
دل رنجور من از سینه هردم می‌رود سویی
ز بستر می‌گریزد طفل بیماری که من دارم
ز پند هم‌نشین درد جگرسوزم فزون‌تر شد
هلاکم می‌کند آخر پرستاری که من دارم
رهی آن مه به سوی من به چشم دیگران بیند
نداند قیمت یوسف خریداری که من دارم
------------------------------------------
لاله داغدیده را مانم
کشت آفت رسیده را مانم
دست تقدیر از تو دورم کرد
گل از شاخ چیده را مانم
نتوان بر گرفتنم از خاک
اشک از رخ چکیده را مانم
پیش خوبانم اعتباری نیست
جنس ارزان خریده را مانم
برق آفت در انتظار من است
سبزه نو دمیده را مانم
تو غزال رمیده را مانی
من کمان خمیده را مانم
به من افتادگی صفا بخشید
سایه آرمیده را مانم
در نهادم سیاهکاری نیست
پرتو افشان سپیده را مانم
گفتمش ای پری که را مانی؟
گفت : بخت رمیده را مانم
دلم از داغ او گداخت رهی
لاله داغدیده را مانم
-----------------------------------
مردم از درد و نمی‌آیی به بالینم هنوز
مرگ خود می‌بینم و رویت نمی‌بینم هنوز
بر لب آمد جان و رفتند آشنایان از سرم
شمع را نازم که می‌گرید به بالینم هنوز
آرزو مرد و جوانی رفت و عشق از دل گریخت
غم نمی‌گردد جدا از جان مسکینم هنوز
روزگاری پا کشید آن تازه گل از دامن
گل به دامن می‌فشاند اشک خونینم هنوز
گرچه سر تا پای من مشت غباری بیش نیست
در هوایش چون نسیم از پای ننشینم هنوز
سیمگون شد موی و غفلت همچنان بر جای ماند
صبحدم خندید و من در خواب نوشینم هنوز
خصم را از ساده‌لوحی دوست پندارم رهی
طفلم و نگشوده چشم مصلحت بینم هنوز
-----------------------------------------------
بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌ام
همچو نسیم از این چمن پای برون کشیده‌ام
شمع طرب ز بخت ما آتش خانه‌سوز شد
گشت بلای جان من عشق به جان خریده‌ام
حاصل دور زندگی صحبت آشنا بود
تا تو ز من بریده‌ای من ز جهان بریده‌ام
تا به کنار بودیَم بود به جا قرار دل
رفتی و رفت راحت از خاطر آرمیده‌ام
تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو
تا تو به داد من رسی من به خدا رسیده‌ام
چون به بهار سر کند لاله ز خاک من برون
ای گل تازه یاد کن از دل داغ دیده‌ام
یا ز ره وفا بیا یا ز دل رهی برو
سوخت در انتظار تو جان به لب رسیده‌ام
-----------------------------------------
دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلم
تا خود چه باشد حاصلی از گریهٔ بی‌حاصلم؟
چون سایه دور از روی تو افتاده‌ام در کوی تو
چشم امیدم سوی تو وای از امید باطلم
از بس که با جان و دلم ای جان و دل آمیختی
چون نکهت از آغوش گل بوی تو خیزد از گلم
لبریز اشکم جام کو؟ آن آب آتش‌فام کو؟
وآن مایهٔ آرام کو؟ تا چاره سازد مشکلم
در کار عشقم یار دل آگاهم از اسرار دل
غافل نیم از کار دل وز کار دنیا غافلم
در عشق و مستی داده‌ام بود و نبود خویشتن
ای ساقی مستان بگو دیوانه‌ام یا عاقلم
چون اشک می‌لرزد دلم از موج گیسویی رهی
با آن که در طوفان غم دریادلم دریادلم
----------------------------------------------
بر خاطر آزاده غباری ز کسم نیست
سرو چمنم شکوه‌ای از خار و خسم نیست
از کوی تو بی‌ناله و فریاد گذشتم
چون قافله عمر نوای جرسم نیست
افسرده‌ترم از نفس باد خزانی
کآن نوگل خندان نفسی هم‌نفسم نیست
صیاد ز پیش آید و گرگ اجل از پی
آن صید ضعیفم که ره پیش و پسم نیست
بی‌حاصلی و خواری من بین که در این باغ
چون خار به دامان گلی دسترسم نیست
از تنگدلی پاس دل تنگ ندارم
چندان کشم اندوه که اندوه کسم نیست
امشب رهی از میکده بیرون ننهم پای
آزرده دردم دو سه پیمانه بسم نیست
Source : 
Peut être une image de 2 personnes et texte

Ahmad Zahir king of Music

Posté par assirh à 20:41 - Commentaires [0] - Permalien [#]

26 novembre 2022

1164- Shafie ayar برادر شیطان Un mollah a dit que tu as invité un groupe de musique dans ton mariage donc tu es devenu le frère

 

Le mollah dit que tu as invité un groupe de musique dans ton mariage donc tu es devenu le frère de diable.

 

Posté par assirh à 22:36 - Commentaires [0] - Permalien [#]

نفس را دام الفت خوانده ام چون صبح و زین غافل که بیرون میبرد زین خاکدان آخر همین بادم غبار جان کنی بر بال وحشت بسته ام بیدل صدای

 

قیامت می‌کند حسرت مپرس از طبع نا شادم

که من صد دشت مجنون دارم و صد کوه فرهادم

زمانی در سواد سایهٔ مژگان تأمل کن

مگر از سرمه دریابی شکست رنگ فریادم

حضور نیستی افسون شرکت بر نمی‌دارد

دو عالم با فراموشی بدل‌ کن تا کنی یادم

گرفتار دو عالم رنگم از بیرحمی نازت

امیر الفت خود کن اگر می‌خواهی آزادم

چو طفل اشک درسم آنقدر کوشش نمی‌خواهد

به علم آرمیدن لغزش پایی‌ست استادم

به سامان دلم آوارهٔ صد دشت بیتابی

ز منزل جاده‌ام دور است یا رب ‌گم شود زادم

طراوت برده‌ام از آب و گرمی از دل آتش

چو یاقوت از فسردن انفعال صلح اضدادم

فلک مشکل حریف منع پروازم تواند شد

چو آواز جرس‌ گیرم قفس سازد ز فولادم

درین صحرای حیرت دانه و دامی نمی‌باشد

همان چون بلبل تصویر نقاش است صیادم

علاج خانهٔ زنبور نتوان ‌کرد بی آتش

رکاب ناله گیرم تا ستاند از فلک دادم

نفس را دام الفت خواند‌ه ام چون صبح و زین غافل

که بیرون می‌برد زین خاکدان آخر همین بادم

غبار جان کنی بر بال وحشت بسته‌ام بیدل

صدای بیستونم قاصد مکتوب فرهادم

Peut être une image de texte

Posté par assirh à 21:51 - Commentaires [0] - Permalien [#]

17 novembre 2022

plantain psyllium اسفرزه

 

اسفرزه

گياه اسفرزه در اكثر نقاط افغانستان پيدا ميشود، خصوصاً اسفرزه، ولايت ننگرهار زيادتر و عاليتر است.

دانه های اسفرزه برنگهای سياه، سرخ و سفيد ميباشد، كه ازان جمله سفيد آن بهتر است، مانند سائر نباتات طبی ميتوان از اسفرزه نيز استفاده شايانی نمود.

راجع به خواص اسفرزه در كتب یونانی و گیاه های داروئی مانند كودكس وغيره مطالب دلچسپی نوشته اند، كه مختصری از آن را در ذيل بيان می كنيم:

در پوست و دانه اسفرزه لعاب فراوان موجود است كه بعد از ته نشين شدن ظاهر میشود. اين لعاب نرم كننده و ملین است، از ريشه تا برگ، دانه و گیاه آن در طب برای علاج و مقابله بابسی امراض استفاده مینمایند.

لعاب اسفرزه مسكن تشنگی و رفع حرارت بوده برای پائين آوردن تب های شديد توصيه ميشود.

اسفرزه چنانچه روايت ميكنند كه حضرت مسيح(ع) بن مريم به عارضه چشم مبتلا شد، از بی بی مريم مادرش خواهش نمود تا به چشمان او چند قطره لعاب اسفرزه بريزد.وقت چكاندن لعاب اسفرزه حضرت عيسی(ع) چشمان خود را به بست، بی بی بی مريم فرمود: از يكطرف هدايت چكاندن دوا را ميدهی، و از جانب ديگر چشمان خود را می بندی حضرت مسیح(ع) فرمود: راست ميگوئيد مادر، طبابت من نتيجه علم است كه يقين دارم مفيد ثابت ميشود، ولی ترسم غريزه بشری من است.

در صنعت از لعاب اسفرزه، برای هار دادن پارچه ها استفاده ميكنند.

برای موهای نامرتب كه شق ميشود، لعاب اسفرزه را بروی موی ماليده و شانه ميكنند، باين صورت از بی ترتيبی آن جلوگیری ميشود.

لعاب اسفرزه ضد صفرا و خشونت سينه، حلق و زبان بوده در رفع اخلاط سوختهء سينه و از بين بردن انديشه های غمناك بكار برده ميشود.از دانه های اسفرزه برای قبضيت دائمی استفاده ميشود، باينصورت كه دانه های اسفرزه بعد از جذب آب بطور ميكانيكی، شكم را نرم كرده و عمل را آسان ميسازد.برای ديزانتری، اسهال ساده، و بيماريهای ناشی، از التهابات گرده و مثانه، خون ريزيهای ريه يك دوای مجرب است.

برای معالجه سوزاك مزمن، اسفرزه را تر كرده، در پارچهء گذاشته و بروی دهنه مجرا ميگذارند تا چرك آن خارج شده و زخم التيام می يابد.ضماد مخلوط سركه و گلاب، جهت رفع درد مفاصل و نقرس، لعاب اسفرزه باروغن بنفشه و يا گلاب اگر مخلوط شود سر دردی را رفع ميكند.20

الی 25 گرام اسفرزه را در آب تر كرده و بعد از اينكه لعاب ميكشد يك قاشق سكنجبين برآن علاوه شود، اسهال را درمان ميكند همچنين 5 الی 10 گرام آن اگر بريان شده، و باتيل گلاب چرب و خورده شود برای دفع اسهال مفيد است.اسفرزه برای تداوی اسهال خونی دوای مجرب خوانده شده، بدين ترتيب كه يك قاشق شربت خوری اسفرزه را با مقدار بوره، دريك ظرف انداخته وبا آب جوش مخلوط نمائيد، و روز سه مرتبه صبح، چاشت و شب برای مريض بدهيد، نظر به تجارب حاصله صد فيصد نتيجه اش مثبت است.

قسمتهای مختلف گياه اسفرزه دارای گلوكوزيدی بنام اكوبين (Aucubine) و نوع هيدرات كاربن صمغ دار بنام گزلين و هم دارای لعاب زياد ميباشد.

اسفرزه یا اسپغول: اسپيوش، اسفيدش، پنگو، بزر قطونا، و شكم پاره نیز ميگويند.

اسفرزه

در پوست و دانه اسفرزه لعاب فراوان موجود است كه بعد از ته نشين شدن ظاهر میشود. اين لعاب نرم كننده و ملین است، از ريشه تا برگ، دانه و گیاه آن در طب برای علاج و مقابله بابسی امراض استفاده مینمایند.

https://afghan-greengold.com

 

Posté par assirh à 12:04 - Commentaires [0] - Permalien [#]

14 novembre 2022

Windows server : Utilisateur doit changer de mot de passe à la prochaine ouverture de session » n’est pas disponible

 

« Utilisateur doit changer de mot de passe à la prochaine ouverture de session » n’est pas disponible

Symptômes

Une fois que vous avez obtenu l’autorisation de Réinitialiser les mots de passe utilisateur et forcer les modification de mot de passe à la prochaine ouverture de session et que vous ouvrez une session sur un contrôleur de domaine Microsoft Windows Server 2003 ou un ordinateur Microsoft Windows XP avec Windows Server 2003 Administration Tools Pack installé, les problèmes suivants peuvent se produire :

  • Dans Active Directory utilisateurs et ordinateurs, lorsque vous cliquez sur un nom d’utilisateur, puis cliquez sur Réinitialiser le mot de passe, la case l’utilisateur doit changer de mot de passe à la prochaine ouverture de session n’est pas disponible.

  • Dans Active Directory utilisateurs et ordinateurs, quand vous ouvrez les Propriétés pour un utilisateur, la case l’utilisateur doit changer de mot de passe à la prochaine ouverture de session est disponible dans l’onglet compte .

 

Cause

Ce problème peut se produire si vous sont accordés l’autorisation de Réinitialiser les mots de passe utilisateur et forcer les modification de mot de passe à la prochaine ouverture de session au niveau de l’unité d’organisation Active Directory, puis que vous essayez d’utiliser la commande Réinitialiser le mot de passe . Ce problème se produit parce que les outils d’administration évalue de façon incorrecte les autorisations utilisateur.

Résolution

Informations sur le service pack Windows XP

Pour résoudre ce problème, procurez-vous le dernier service pack pour Microsoft Windows XP. Pour plus d’informations, cliquez sur le numéro ci-dessous pour afficher l’article correspondant dans la Base de connaissances Microsoft :

322389 comment obtenir le dernier service pack Windows XP

Informations sur le correctif Windows Server 2003 et Windows XP

Un correctif pris en charge est disponible auprès de Microsoft. Toutefois, ce correctif vise à corriger uniquement le problème décrit dans cet article. Appliquez ce correctif uniquement aux systèmes rencontrant ce problème spécifique. Ce correctif va peut-être subir des tests supplémentaires. Par conséquent, si vous n'êtes pas sérieusement concerné par ce problème, nous vous recommandons d'attendre la prochaine mise à jour logicielle qui contiendra ce correctif.

Si le correctif est disponible pour le téléchargement, il existe une section « Téléchargement de correctif logiciel disponible » au début de cet article de la Base de connaissances. Si cette section n'apparaît pas, contactez le Service clientèle et Support de Microsoft pour obtenir le correctif.

Remarque Si des problèmes supplémentaires se produisent ou si des procédures de dépannage sont nécessaires, vous devrez peut-être formuler une demande de service distincte. Les coûts habituels du support technique s'appliqueront aux questions et problèmes qui ne relèvent pas de ce correctif logiciel. Pour une liste complète des numéros de téléphone service clientèle de Microsoft ou pour créer une demande de service distincte, visitez le site Web de Microsoft à l’adresse suivante :

http://support.microsoft.com/contactus/?ws=supportRemarque Le formulaire « Téléchargement de correctif logiciel disponible » affiche les langues pour lesquelles le correctif est disponible. Si vous ne voyez pas votre langue, c'est parce qu'il n'y a pas de correctif disponible pour cette langue.

Conditions préalables

Si vous installez ce correctif sur Windows Server 2003 n’est pas obligatoire. Si vous installez ce correctif sur Windows XP, Windows XP Service Pack 1 est requis.

Nécessite un redémarrage

Vous devez redémarrer votre ordinateur après avoir appliqué ce correctif.

Informations de remplacement du correctif

Ce correctif ne remplace aucun autre correctif.

Informations sur les fichiers

La version anglaise de ce correctif dispose des attributs de fichier (ou version ultérieure) répertoriés dans le tableau suivant. Les dates et heures de ces fichiers sont répertoriés dans le temps universel coordonné (UTC). Lorsque vous affichez les informations de fichier, elles sont converties en heure locale. Pour trouver la différence entre l’UTC et l’heure locale, utilisez l’onglet Fuseau horaire dans l’outil Date et heure dans le Panneau de configuration.

Date Time Version Size File name
-------------------------------------------------------
16-Dec-2003 13:01 5.2.3790.109 607,232 Dsadmin.dll

 

Solution de contournement

Pour contourner ce problème, procédez comme suit :

  1. Démarrez utilisateurs et ordinateurs Active Directory.

  2. Double-cliquez sur le nom de l’utilisateur dont vous souhaitez modifier le mot de passe, puis cliquez sur Propriétés.

  3. Cliquez sur l’onglet compte , puis, dans la
    Zone d’Options de compte , activez la case le Qu'utilisateur doit changer de mot de passe à la prochaine ouverture de session .

  4. Cliquez sur Appliquer, puis cliquez sur
    OK.

État

Microsoft a confirmé qu’il s’agit d’un problème dans les produits Microsoft répertoriés dans la section « S’applique à ». Ce problème a été corrigé dans Microsoft Windows XP Service Pack 2.

Plus d'informations

Pour plus d’informations, cliquez sur le numéro ci-dessous pour afficher l’article correspondant dans la Base de connaissances Microsoft :

Description 824684 terminologie standard utilisée pour décrire les mises à jour logicielles de Microsoft

Source : Microsoft

Posté par assirh à 10:07 - Commentaires [0] - Permalien [#]

Comment changer le mot de passe d'un utilisateur Active Directory ?

 

Démarrez utilisateurs et ordinateurs Active Directory. Double-cliquez sur le nom de l'utilisateur dont vous souhaitez modifier le mot de passe, puis cliquez sur Propriétés. Zone d'Options de compte , activez la case le Qu'utilisateur doit changer de mot de passe à la prochaine ouverture de session . OK

Posté par assirh à 10:03 - Commentaires [0] - Permalien [#]

07 novembre 2022

La chanson de Lata Mangeshkar du film indien Kabhi kushi kabhi gum avec la traduction française

 

La chanson Kabhi kushi kabhi gum avec la traduction française

KHABHI KHUSHI KABHI GHAM

Kabhi khushi kabhi gham
Que ce soit dans la joie comme dans la peine
Na judaa honge hum
Nous ne serons jamais séparés
Kabhi khushi kabhi gham
Que ce soit dans la joie comme dans la peine

Meri saason mein tu hai samaya
Tu es contenu dans chacun de mes souffles
Mera jeevan to hai tera saaya
Ma vie est mêlée à la tienne
Meri saason mein tu hai samaya
Mera jeevan to hai tera saaya
Teri pooja karoon main to hardam

À chaque instant, je te rendrai grâce
Yeh hai tere karam
Ce sont là tes privilèges
Kabhi khushi kabhi gham
Que ce soit dans la joie comme dans la peine
Na judaa honge hum
Nous ne serons jamais séparés
Kabhi khushi kabhi gham
Que ce soit dans la joie comme dans la peine
Meri saason mein tu hai samaya
Tu es contenu dans chacun de mes souffles
Mera jeevan to hai tera saaya
Ma vie est mêlée à la tienne
Teri pooja karoon main to hardam
À chaque instant, je te rendrai grâce
Yeh hai tere karam
Ce sont là tes privilèges
Kabhi khushi kabhi gham
Que ce soit dans la joie comme dans la peine
Na judaa honge hum
Nous ne serons jamais séparés
Kabhi khushi kabhi gham
Que ce soit dans la joie comme dans la peine
Suboh shyaam charnon mein

Lors des pujas matinales dédiées à Krishna
Diye hum jalayen
je déposerai des offrandes de lumière à tes pieds
Dekhen jahan bhi dekhen
Partout où je regarderai
Tujhko hi paayen
Je ne verrai que toi
Suboh shyaam charnon mein
Lors des prières matinales dédiées à Krishna
Diye hum jalayen
je déposerai des offrandes de lumière à tes pieds
Dekhen jahan bhi dekhen
Partout où je regarderai
Tujhko hi paayen
Je ne verrai que toi

In labon pe tera bas tera naam ho
In labon pe tera bas tera naam ho

Sur mes lèvres, un seul nom, le tien
Pyaar dil se kabhi hi na ho kam
Dans mon coeur, cet amour ne faiblira jamais
Yeh hai tere karam
Ce sont là tes privilèges
Kabhi khushi kabhi gham
Que ce soit dans la joie comme dans la peine
Na judaa honge hum
Nous ne serons jamais séparés
Kabhi khushi kabhi gham
Que ce soit dans la joie comme dans la peine

Yeh ghar nahin hai
Ceci (mon cour) n'est pas ta maison
Mandir hai tera
Mais ton temple
Is mein sadaa rahe tera baseraa
À l'intérieur, à jamais ton refuge
Oh, yeh ghar nahin hai
Ceci (mon coeur) n'est pas ta maison
Mandir hai tera
Mais ton temple
Is mein sadaa rahe tera baseraa

À l'intérieur, à jamais ton refuge
Khushbuon se teri mehekta rahe
Ton parfum y reste présent
Khushbuon se teri mehekta rahe
Ton parfum y reste présent
Aaye jaaye bhale koi mausam
Quelles que soient les saisons qui s�y succèdent

Yeh hai tere karam
Ce sont là tes privilèges
Kabhi khushi kabhi gham
Que ce soit dans la joie comme dans la peine
Na judaa honge hum
Nous ne serons jamais séparés
Kabhi khushi kabhi gham
Que ce soit dans la joie comme dans la peine

 

Posté par assirh à 23:46 - Commentaires [0] - Permalien [#]

19 octobre 2022

حذر کن از قرین بد که در عبرتگه امکان به جرم زشتی یک رو هزار آیینه رسوا شد Poème de BEDEL

 

به امید فنا تاب وتب هستی‌گوارا شد

هوای سوختن بال و پر پروانهٔ ما شد

فکندیم از تمیز آخر خلل درکار یکتایی

بدل شد شخص با تمثال تا آیینه ییدا شد

زبان حال دارد سرمهٔ لاف‌کمال اینجا

نفس دزدید جوهر هر قدر آیینه‌گویا شد

ز عرض‌ جوهر معنی به وجدان صلح‌ کن ورنه

سخن رنگ لطافت باخت گر تقریر فرسا شد

حذر کن از قرین بد که در عبرتگه امکان

به جرم زشتی یک رو هزار آیینه رسوا شد

به هندستان اگر این است سامان رعونتها

توان ‌در مفلسی‌ هم‌ چیره‌ کلکی ‌بست ‌و مرنا شد

سراپا قطره خون نقش بند و در دلی جاکن

غم‌ اینجا ساغری‌ دارد که باید داغ‌ صهبا شد

خیال هرچه بندی شوق پیدا می‌کند رنگش

ز بس جاکرد لیلی در دل مجنون سویدا شد

گشاد غنچه در اوراق ‌گل خواباند گلشن را

جهان در موج ناخن غوطه زد تا عقده ام واشد

به خاموشی نمک دادم سراغ بی‌نشانی را

نفس در سینه دزدیدن صفیر بال عنقا شد

تأمل پیشه‌ کردم معنی من لفظ شد بیدل

ز صهبایم روانی رفت تا آنجاکه مینا ‌شد

 

Posté par assirh à 22:07 - Commentaires [0] - Permalien [#]